
شیخ احمد تربتی، اولین شهید روزنامه نگار ایران
در دورانی که روزنامه نگاری به عنوان یکی از قدرتمندترین ابزارهای رسانهای زمانه بود شخصیتهای بزرگی نقش زیادی در سازوکار جامعه و اعتراض به حکومت قاجار داشتند بین همه آنها اسم شیخ احمد تربتی به عنوان اولین شهید روزنامه نگار ایران به چشم می آید.
در ادامه مقاله به بررسی زندگی و مبارزات شیخ احمد با حکومت قاجاریه با شخص محمدعلی شاه خواهیم پرداخت. پس همراه ما باشید تا در مورد این عالم شجاع و بزرگ که به سلطان علمای خراسان معروف است بیشتر بدانیم.
زندگی نامه شیخ احمد تربتی معروف به روح القدس
شیخ احمد تربتی روح القدس متولد سال ۱۲۸۷ هجری شمسی در تربت حیدریه است. پدر او حاج شیخ محمد حسین تربتی نام داشت. تا سن ۲۹ سالگی در کنار پدر به تعلیم و تربیت پرداخت و بعد از اون به تهران سفر کرد.
همراه با پیروز شدن جنبش مشروطه به انقلاب مشروطه پیوست و به فعالیت در حوزه مقاله نویسی پرداخت .
تاسیس روزنامه روح القدس
بامقاله نویسی و استقبال خوبی که از قلم و مقالات او شد به دنبال چاپ روزنامه خودش رفت و با تلاش و همراهی دوستان و نفوذی هایی که در دربار پیدا کرده بود توانست که روزنامه روح القدس را در تهران تاسیس کند.
در روزنامه روح القدس افشاگری و اعتراضهای زیادی به محمدعلی شاه قاجار و فعالیتهای استبداد طلبانه او و اطرافیان او داشت که تا یکسال و ۲۸ شماره ادامه داشت. جالبه بدونید که تا قبل از سال ۱۳۱۰ روزنامه ها هر روز چاپ و منتشر نمی شدند، بلکه زمان انتشار هفته ای دو یا سه مرتبه بود.
مطالب روزنامه ها بقدری تند و اعتراضی بود که محمد علی شاه از شیخ احمد تربتی به علت چاپ روزنامه علیه وی شکایت کرد و شیخ احمد روح القدس اولین روزنامه نگار ایرانی بود که برای اون دادگاه مطبوعات برگزار شد. اما با حمایت آزادی خواهان و از جمله علی اکبر دهخدا دادگاه حکم تبرئه او را صادر کرد.
شکنجه و مرگ سلطان علمای خراسان
بعد از به توپ بستن مجلس توسط نیروهای روسی شیخ احمد همراه با تفنگ از بالای دفتر روزنامه به دفاع برخاست و چند نفر از نیروهای روس را کشته و مجروح کرد. در آخر او همراه چند تن دیگر از مشروطه خواهان دستگیر شد.

همه افراد دستگیر شده را به باغ شاه بردند بعد از شکنجه و ظلم های فراوان شیخ احمد به انبار دولت برده و به شهادت رساندند، جسد او را چاه انداختند و پس از پیروزی مشروطهخواهان و فرار محمد÷ علی میرزا جسد او در حالی که طنابی دور گردنش بود از چاه بیرون آورده شد و در شهر تهران دفن گردید.از این رو به شیخ احمد تربتی لقب اولین شهید روزنامه نگار ایران داده شد.

اقا محمد خان قوانلو قاجار
اقا محمد خان قوانلو قاجار که به کاشف السلطنه و پدر چای ایران معروف هست در اول فروردین سال ۱۲۴۴ در روستای اسد آباد (یکی از روستاهای بخش جلگه رخِ تربت حیدریه) متولد شد. او نخستین شهردار شهر تهران هم لقب گرفت.
شروع ماجراجویی
در نوجوانی به همراه پدرش به تهران رفت، بعد از فوت پدرش در کنار معلم سرخانه ادبیات فارسی و عربی رو یادگرفت سپس وارد مدرسه دارالفنون شد و شروع به یادگیری زبان فرانسه و علوم متعارف کرد. در شانزده سالگی بود که استخدام وزارت امور خارجه شد و در هجده سالگی به عنوان کارمند سفارت ایران در فرانسه، به پاریس اعزام شد و در دانشگاه سوربن در رشته حقوق ادامه تحصیل داد بعد از آن یکسال رشته حقوق اداری رو خواند و بعد از گذشت ۵ سال در پاریس معاون سفارت فرانسه شد.در سفر ناصرالدین شاه به فرانسه محمد میرزا به عنوان مترجم همراه شاه ایران بود که بالاخره بعد از هشت سال اقامت و تحصیل به ایران برگشت. بعد از اینکه به ایران برگشت توسط مویدالدوله (حاکم خراسان) به حکومت تربت منصوب شد اما به علت افکار ازادی خواهی که داشت با کمک مویدالدوله به سمت روسیه و فرانسه فرار کرد.
کشت چای برای اولین بار
بعد از به سلطنت رسیدن مظفرالدین شاه مجدد به ایران برگشت و رئیس کنسولگری ایران در هندوستان شد و بعد از مدتی اقامت در شهر بمبئی به منطقه شیملا رفت که در آنجا طرز کشت چای رو یاد گرفت و این صنعت رو به ایران آورد و کشت چای رو در مزارع شخصی اش در لاهیجان آغاز کرد و خوب به همین دلیل لقب پدر چای ایران به او داده شد.
جالب است بدانید که کاشف السلطنه علاوه بر وارد کردن چای، گونه ای از درختان کاج را که تا ارتفاع ۵۰ متری رشد میکنند، برای اولین بار به ایران آورد که امروزه به کاج کاشفی معروف است و در همه جای ایران به وفور یافت میشود. حتی بسیاری از درختان کاج باغملی در تربت حیدریه نمونه ای ازهمین نوع کاج هاست.

تاسیس شهرداری تهران
محمد میرزا با محمد علی شاه مخالف بود و پس از اینکه مجلس به توپ بسته شد از ایران رفت. بعد از سقوط محمد علی شاه مجدد به ایران برگشت و معاون نخست وزیر در حکومت احمد شاه شد. در سال ۱۲۵۸ از طرف مجلس شورای اسلامی مامور تاسیس شهرداری به سبک نوین شد و اولین شهردار شهر تهران شد و کتابچه ای در مورد قوانین و وظایف شهرداری درست کرد.
به سبک شهرداری در کشورهای اروپایی کارهای زیادی انجام داد مثل
تامین روشنایی شبانه معابر
سنگفرش و بهبود وضعیت کوچه ها و خیابان ها
اب پاشی خیابان و معابر
راه اندازی درشکه های عمومی
درخت کاری
شماره گذاری منازل
ریاست سازمان چای ایران
بدلیل اینکه از زمان مظفرالدین شاه امتیاز چای ایران به او واگذار شده بود در زمان رضاخان ریاست سازمان چای ایران را بر عهده گرفت. او با مطالعه صنعت چای در کشور چین و ژاپن و استخدام متخصصان چینی و واردات ماشین آلات کشاورزی باعث پیشرفت و تحولی بزرگ در صنعت کشاورزی و چای ایران شد.
علت مرگ
کاشف السلطنه در سال ۱۳۰۸ در سفری به هند لوازم و صنایع اولیه برای ساخت اولین کارخانه مدرن چای ایرانی را با خود آورد ولی در راه حرکت از بوشهر به شیراز اتومبیل او در دره سقوط کرد و جسدش طبق وصیتی که کرده بود در تپه های چای لاهیجان دفن شد و در حال حاضر آرامگاه کاشف السلطنه موزه تاریخ چای ایران است.
البته مرگ کاشف السلطنه مبهم است و گفته شده در اوتومبیلی که کاشف السلطنه در آن حضور داشته علاوه بر او، یک مامور انگلیسی، یک راننده و یک مامورشهربانی هم حضور داشتند که بعد از سقوط اوتومبیل به درون دره، کاشف السلطنه و مامورشهربانی درجا کشته میشوند ولی راننده به همراه مامور انگلیسی زخمی شده و در شیراز مداوا میشوند و سپس از آنجا میروند که بعد ها هیچ اثری اژ آنها پیدا نمی کنند که ممکن است قبل ازسقوط ماشین به دره، مامور انگلیسی ابتدا با گلوله کاشف السلطنه را کشته و بعد خودرو را به درون دره پرتاپ کرده باشند.
کاشف السلطنه در سال ۱۲۷۹ شرکتی در زمینه تولید چای تاسیس کرد که در سال ۱۳۷۷ با نام شرکت چایکاران کاشف به ثبت رسید. در حال حاضر این شرکت در زمینه تولید و بسته بندی چای فعالیت میکند.
حاج آخوند ملا عباس تربتی ملا عباس تربتی معروف به حاج آخوند، روحانی و عارف شعیه در سال ۱۲۵۰ در روستای کاریزک ناگهانی (یکی از روستاهای اطراف تربت حیدریه ) و در یک خانواده مذهبی به دنیا آمد.
زندگی نامه
پدر ملا عباس، ملا حسینعلی نام داشت که ملاعباس را برای تحصیل به مکتب خانه و بعد از آن به تربت حیدریه فرستاد.ملا عباس تربتی در مدرسه شیخ یوسفعلی و در کنار ملاعبدالحمید تربتی ، صرف و نحو را یاد گرفت و پس از آن شروع به تحصیل فقه واصول کرد و برای تکمیل دانسته های خود به مشهد آمد اما بعد از مدتی به درخواست پدرش به روستا برگشت، در اونجا ازدواج کرد و به کشاورزی مشغول شد.
کتابهای معالم، قوانین ، لمعه و شرایع رو یاد گرفت و همه الفیه ابن مالک را حفظ کرد.
در سال۱۳۲۶ه ق همراه کاروان پیاده به کربلا مشرف شد و در راه بازگشت از نجف به تربت حیدریه ، ملاعباس کفایه الاصول رو در حضور شیخ علی اکبر تربتی (از شاگردان آخوند خراسانی) یاد گرفت و شیخ عباس در دوازده ذی القعده سال ۱۳۲۸ به تربت حیدریه برگشت و اونجا به تدریس مشغول شد و در مسجد به جای شیخ علی اکبر نماز را اقامه کرد.
ملا عباس تربتی مردی باهوش و دور اندیش دربحث و فقاهت واهل کشف کرامت بود. در بحث تبیین نهضت همیشه استقبال میکرد و در تبعیت از علمای مبارز عصر ، حکومت رو غاصب میدانست و در نامه هایی که برای حل مشکلات مردم به نمایندگان دولت می نوشت ، هرگز آنها را با القاب خطاب نمی کرد. از مسئولین می خواست تا مشکلات مردم را حل کنند و هرگز خواسته های نا معقول آنها را قبول نمیکرد. ملاعباس پس از بازگشت به شهر در حوزه علمیه مشهد و تربت حیدریه و بعد از نماز صبح سه چهار درس مربوط به حوزه علمیه را تدریس می کرد.
ملا عباس تربتی در سال ۱۳۳۷ قمری همراه پسرش شیخ حسینعلی راشد به کربلا مشرف شد. ایشان در سال ۱۳۵۰ چند ماهی در مشهد سکونت کرد.
در ماه رمضان یکی از سالها، حاج شیخ عباس قمی در مسجد گوهرشاد مشهد سخنرانی داشت، ملا عباس تربتی برای بهره مند شدن از محضر شیخ عباس ، سخنرانی های خود در تربت حیدریه را تعطیل کرد و به مشهد امد و به عنوان مستمع، در مسجد گوهرشاد نشست. شیخ عباس قمی به محض مشاهده ملاعباس از منبر پایین آمد و فرمود :
” با وجود حاج آخوند، جایز نیست که من موعظه کنم… ای مردم! از ایشان استفاده کنید “
درهمان وقت از دوست صمیمی اش ملا عباس تربتی میخواهد که تا پایان ماه رمضان در آنجا سخنرانی داشته باشد و در آن دوران مرحوم شیخ عباس قمی ، ملاعباس رو به جای خود در مسجد گوهرشاد به منبر می فرستاد.
ملاعباس در زلزله خرداد ۱۳۱۲ تربت حیدریه با بسیج کردن مردم ، به کمک زلزله زدگان شتافت و سطح کمک های ایشان به قدری بالا بود که توسط نمایندگان مجلس و وزرای کشور از ایشان تقدیر و تشکر شد. دراین زلزله وی کمک های نقدی ارسالی آمریکایی هارا نپذیرفت و رد کرد.
در سال ۱۳۱۶به مکه مکرمه مشرف شد. شخصیت معنوی ملا عباس تربتی طوری بود که به رغم انعطاف روحی، تاثیر عمیقی روی دیگران می گذاشت. سرهنگ نوایی رییس شهربانی وقت خراسان در نوبت اول ماموریتش که هنوز جریان سال ۱۳۱۴شمسی و حادثه قیام گوهرشاد اتفاق نیفتاده بود، شبی در منزل مرحوم آیت الله میرزا محمد آقازاده گفت : ” من به هیچ یک از این آقایان اعتقادی ندارم، فقط از حاج آخوند ملاعباس است که می ترسم که اگر نفرین کند اثر می کند”.
وفات
ملا عباس تربتی در ۲۴ مهر ۱۳۲۲ خورشیدی بعد از طلوع آفتاب در شهر تربت حیدریه در خانه اش فوت کرد و جنازه اش به مشهد انتقال یافت و در آخرین غرفه صحن آزادی در زاویه شمال غربی به خاک سپرده شد.